مارو باش که فکر می کردیم میشه عاشق بود و موند
مارو باش که فکر می کردیم میشه از عاشقی خوند
مارو باش که عمری از عاشقی دم میزنیم
مارو باش که چونه زیادو از کم می زنیم
مارو باش چی فکر میکردیمو چی شد
چی می شد اگه دروغ تو لحظه ماجانداشت
چی می شد اگه دورنگی هم دیگه معنا نداشت
کاش می شد واسه هوس رفاقتها رو نفروخت
کاش می شد صداقتو رو تن هر آیینه دوخت
چرا ما آدما گاهی وقتها خیلی بد می شیم
واسه راه همدیگه خواسته نه خواسته سد می شیم
جای مرهم واسه زخم عاشقا نمک می شیم
هر کی با ما صادقه باهاش پر از کلک می شیم
دلخوش هرکی شدیم تو زرد ازآب در اومدش
وقتی دلتنگی میاد هیچکی نمی یاد به دادش
ندونستیم چرا هر وقت نوبت ماست دیر می شه
حرفهای خوب واسه ما زخم زبونو تیر میشه
شایدم ما ندونستیم زندگی چی شکلیه
کی سر کار کی نیست اصلا دنیا دست کیه
ما به هر حال می پریم بی چشم و دل و بال
مارو باش....................
وقتی که تنگ غروب بارون به شیشه میزنه
همه غصه های دنیا توی سینه ی منه
توی قطره های بارون می شکنه بغض صدام
دیگه غیر از یه دونه پنجره چیزی نمی خوام
پشت این پنجره می شینم و آواز می خونم
منتظر واسه رسیدنت توی بارون می مونم
زیر بارون انتظارت رنگ تازه ایی داره
منم عاشق ترم انگار وقتیکه بارون میباره
بعضی وقتها که میای سر روی شونه ام می ذاری
تموم غصه هارو از دل من برمی داری
اما این فقط یه خوابه خواب پشت پنجره
وقت بیداری بازم غم میشینه تو حنجره
.
.
.
یک نفر میاد که من منتظر دیدنشم
یک نفر میاد که من تشنه بوییدنشم
مثل یک معجزه اسمش تو کتابها اومده
تن اون شعرهای عاشقونه گفتن بلده
خالی سفرمونو پر از شقایق می کنه
واسه موجهای سیاه دست هاروقایق میکنه
همیشه غایبه من زخمامو مرهم میزاره
همیشه غایب من گریه هامودوست داره
نکنه یک وقت نیاد صداش به دادم نرسه
آیینه ها سیاه بشه کور بشه چشم ستاره
خشم این حنجره ی خسته همیشه غایبه
کلید صندوق در بسته همیشه غایبه
نعره اسب سپید قصه مادر بزرگ
بهترین شعرهای سربسته همیشه غایبه
مثل یک معجزه اسمش تو کتابها اومده
تن اون شعرهای عاشقونه گفتن بلده
اُرد بزرگ : آه و بردباری ، ریشه هر دیوزاد ، و بد رایی را ، خواهد کَند
ویلیام جیمز : خوشبختی ، جستن خوشبختی است نه یافتن آن .
اُرد بزرگ : آزمودگی آدمیان ، از زر هم با ارزشتر است
ویلیام جیمز : سگی که هم خانه من است نمی فهمد من که هستم و چه هستم اما احساس می کند که دوست اویم , مرتب دم خود را می جنباند و در ذهن من چون فرشته ای که در ماورای ابرهاست , تاثیر خوشی به جا می گذارد! او آرزو می کند کارخوبی انجام دهد.
ارد بزرگ : هنرمندان و خردمندان قهرمانان ناب روزگارند.
وین دایر : بیشتر مردم به پشت شیشه خودروهایشان این برچسب را می زنند:" امروز، اولین روز از بقیه زندگی من است." من ترجیح می دهم اینگونه تصور کنم:" امروز، آخرین روز زندگی من است و می خواهم طوری زندگی کنم که انگار دیگر هیچ فرصتی ندارم."
فردریش نیچه :آنچه آدمی را والا می کند مدت احساس های والا در اوست نه شدت آن احساس ها.
ارد بزرگ : هر آرزویی بی پژوهش و تلاش ، سترون ( عقیم ) باقی می ماند .
وینه : زندگی به وجود آوردن اثری جاودان است .
شوپنهاور: ایده ها در بیرون زمان قرار دارند و در نتیجه ابدی هستند.
فردوسی خردمند : اولین مرحله شناخت آفرینش همانا خرد است چشم و گوش و زبان سه نگهبان اویند که لاجرم هر چه نیکی و شر است از همین سه ریشه می گیرد .و افسوس که بدنبال کنندگان خرد اندکند باید که به سخن دانندگان راه جست و باید جهان را کاوش نمود و از هر کسی دانشی آموخت و یک دم را هم برای آموختن نباید از دست داد .
سایمونز : روزنامه باید خبرگذار باشد نه خبرساز ، حقیقت و مایۀ سرگرمی واقعی چندان زیاد است که نیازی به خیال پردازی و دروغسازی نیست و نشر خبر دروغ خیانت به حقیقت است .
فردریش نیچه :آنچه كه بايد بيشترين علاقه را در ما به وجود آورد اين نيست كه آيا تفسير ما از جهان، حقيقي است يا دروغين ، بلکه اين است كه آيا اين تفسير، خواست قدرت را براي نيرومندي و كنترل جهان پرورش مي دهد ، يا هرج و مرج و ناتواني را.
فردریش نیچه :آن کس که نمی تواند فرمان دهد بایستی فرمان ببرد .
اُرد بزرگ : در درازهنگام هیچ نیرویی نمی تواند در برابر فرهنگ و هنر ایستادگی کند .
فونتاکو : آنچه می خورید باعث زخم معده نمیشود ، بلکه آنچه شما را می خورد موجب پیدایش این زخم می شود .
اُرد بزرگ : در دوی زندگی ، هماورد را کنارت بپندار و همیشه با خود بگو تنها یک گام پیشترم ، تنها یک گام .
فرانس لوريو اسميت : مهمترين نكته در مورد انگيزه، ايجاد هدف است، همواره بايد هدفي داشت.
اُرد بزرگ : در خواب می توانی نیروی روان خویش را بنگری .
کرامول : مرد جنگی برای دولت بهترین و مناسبترین سفیر و ساستمدار بشمار می رود .
لائوسته : براي هدايت مردم پشت سرشان حركت كن.
اُرد بزرگ : آینده جوانان را از روی خواسته ها ، و گفتار ساده اشان ، می توان پی برد ، تنها خواسته و آرزوی آنها گواه آینده است .
فردریش نیچه :آنچه برای یک نفر سزاوار است را نمی توان گفت برای فرد دیگر هم سزاوار است. به عنوان مثال انکار نفس و افتادگی سزاوار یک فرمانده نیست و برایش فضیلت محسوب نمی شود. حکم یکسان صادر کردن برای همه غیر اخلاقی ست.
فردوسی خردمند : خداوند درهای هنر را بر روی دانایان دادگر گشوده است .
ویلیام جیمز : تا وقتیکه قلب شما نخواهد ، مسلماً مغزتان هرگز به چیزی عقیده پیدا نمی کند .
اُرد بزرگ : آیا از بخشندگی و مهربانی که نخستین منشهای خداوند است ، در ما نیز نشانی هست ؟
ویلیام جیمز : مغز ما یک دینام هزار ولتی است که متاسفانه اکثرمان بیش از یک چراغ موشی از آن استفاده نمی کنیم.
فردوسی خردمند : کسی به فرجام زندگی آگاه نیست ، خداوند هم نیازی به عبادت بنده ندارد .
اُرد بزرگ : زیبارویی که می داند ، زیبای ماندنی نیست ، پرستیدنی است .
فیثاغورث : بایستی با روح خود آشنا شده و سعادت را در اعماق روح و قلب خود جستجو کنیم .
اُرد بزرگ : دشمنی و پادورزی ، به مرد کهن انگیزه زندگی می بخشد .
فلمز : یکبار پشیمان نشدم بر اینکه چرا گفتم ولی باره ندامت بردم به آنچه گفتم .
اُرد بزرگ : دوستان فراوان نشان دهنده کامیابی در زندگی نیست ، بلکه نشان نابودی زمان ، به گونه ای گسترده است.
ف – ب – سبزن : خوانندۀ دقیق می تواند در یک سال از روزنامه ها بیش از آن چیزهای مفید بخواند و بیاموزد که دانشمندان از کتابخانه های بزرگ خود می آموزند .
اُرد بزرگ : دشمن ابزار نابود ساختن آدمی را ، در درون سرای او جست و جو می کند .
فتحی الرمکی : ما هنوز در زمان ماقبل تاریخ هستیم . زیرا تاریخ بشریت آن روز آغاز می شود که بشر از همۀ رنجها و گرفتاریها نجات یابد .
ارد بزرگ : دل به همدلی خوش است نه به شکستن .
فیلر : انسان آزاد خلق شده است ولی در میان قیود به دنیا می آید .
فردوسی خردمند : خرد مانند چشم هستی و جان آدمی است و اگر آن نباشد چگونه جهان را به درستی خواهی گذراند .
اُرد بزرگ : دریاها نماد فروتنی هستند . در نهاد خود کوه هایی فراتر از خشکی دارند اما هیچ گاه آن را به رخ ما نمی کشند
فرانسیس بایگون : گشادن عقده های درون در پیش دوستان دو تأثیر دارد : یکی آنکه شادی را دو برابر می کند و دیگر آنکه غم را به دو نیم می سازد ، زیرا آنکس که دوستان را در شادی خود شریک می کند سرور خاطرش بیشتر شود و آنکه غم دل به یاری موافق می گوید بار اندوه خویش را سبکتر خواهد یافت .
ارد بزرگ : روان مردگان و زندگان در یک گردونه در حال چرخش اند .
فردوسی : چنين گفت رستم به اسفنديار که کردار ماند ز ما يادگار
فردوسی خردمند : دانش ارزش آن را دارد که به خاطر آن رنج ها بکشی .
اُرد بزرگ : روانی که درد روشنگری و گسترش خرد را ندارد به سختی بیمار است
فردریش نیچه :آن کس که آفرینندگی و نو آفرینی می خواهد. در نیک یا بد. ناگزیر نخست می باید با نیست و نابود کردن ارزشها آغاز کند.
ف – ا – دوریویچ : به ما می آموزند که به خاطر بسپاریم ، چرا نمی آمزند که فراموش کنیم ؟ هیچکس نیست که زمانی در زندگی خود به این معتقد نشده باشد که حافظه همانگونه که نعمت است بلا و لعنت نیز هست .
اُرد بزرگ : روشنایی روز ، گواه نمی خواهد .
کنت دوسکور : مشعل نبوغ فروغ نیابد مگر آن زمان که نور حقیقت بر آن بتابد .
شوپنهاور: وظیفه هنرها توصیف موارد خاصی از واقعیت نیست بلکه نشان دادن امور مطلق و کلی ای است که در پشت این موارد خاص و جزئی قرار دارند . به عنوان مثال یک نقاشی زنی خاص و فرزندش را به عنوان شمایل حضرت مریم و عیسی مسیح نشان می دهد اما برای اینکه این تصویر به مثابه هنری والا تلقی شود باید نشان دهنده چیزی از جوهر عشق مادری باشد . تابلوهای نقاشی بسیاری از حضرت مریم و کودک وجود دارد اما تنها هنرمندان بزرگ تصویری می آفرینند که به نظر می رسد عامل ملکوتی موجود در عطوفت مادرانه را ترسیم می کنند. به عبارتی آنچه در یک پرده نقاشی عالی مطرح است ایده یا تصوری است که تنها در یک مورد به خصوص (در اینجا عشق مادرانه) تجلی می یابد و این مورد خاص را تعالی می بخشد و از حد صرفا بازنمود آن فراتر می رود.
اُرد بزرگ : رَد راستی ، رَد خویشتن است .
کیتز : تعلیم به احمق ها همانقدر بی ثمر است که بخواهیم با صابون ذغال را سفید کنیم .
اُرد بزرگ : مرد و یا زنی که همسر و کودک خویش را رها می کند ، در پی ننگ ابدیست .
فارابی : آنکه نفس خود را بالاتر و برتر از آنچه که هست داند هرگز به سرحد کمال نرسد .
اُرد بزرگ : زیباترین خوی زن ، پاکدامنی اوست
فیلیپ سیدلی : کسانیکه با افکار خوب و عالی دمساز هستند ، هرگز تنها و بی مونس نیستند .
فردریش نیچه :آن كس كه نداند ؛ خواست خويش را در چيزها چگونه بگمارد ؛ دست كم معنايي بر آن خواهد افزود ... و از آن ؛ اين پندار زاده مي شود كه گاهي در آن خواست بنياد باوری بوده است
اُرد بزرگ : رهایی و آزادی ، برآیند پرستش خرد است و دانایی .
کارلایل : سرنوشت خود را با افکار تعیین کنید.
فردوسی خردمند : به این زمین گرد که بسرعت می گردد بنگر که درمان ما در آن است و درد ما نیز ، نگاه کن و ببین که نه گردش زمانه آن را می فرساید و نه رنج و بهبودی حال بشر آن را به آتش می کشد ، نه آرام می شود و نه همچون ما تباهی می پذیرد
اُرد بزرگ : رسیدن به بن و سرچشمه زندگی تنها با شستشوی اندیشه از نابخردی و پندار از ناپاکی است
کارایل : تاریخ سیر خود را بر زندگی مردان بزرگ بنا نموده است .
قابوسنامه : اي پسر هرچند تو جواني , پیرو عقل باش , نگويم جواني مکن , ليکن جواني خویشتن دار باش و از جوانان پژمرده مباش.چنانچه ارسطاليس مي گويد جواني نوعي از جنون است.
فردریش نیچه :انسان بندی ست بسته میان حیوان و ابر انسان. بندی بر فراز مغاکی.
اُرد بزرگ : روز بلند برای کژاندیش ، بسیار کوتاه خواهد بود ، و روز کیفر بسیار دراز .
كارلايل : عظمت مردان بزرگ از طرز برخوردشان با مردات خرد آشكار مي شود
فردریش نیچه :آموزه ای پدید آمد و باوری در کنارش : همه چیز پوچ است ؛ همه چیز یکسان ؛ همه چیز رو به پایان !
قابوسنامه : اگر تو را دشمنی باشد دلتنگ مشو که هر که را دشمنی نباشد بی قدر و بها باشد .
اُرد بزرگ : رویش باغ خموشی ، در هنگامه هم همه ارزشش را نشان می دهد .
قابوسنامه : استاد پرورندۀ روان است ، و پدر مادر پرورش دهندۀ جان .
فردریش نیچه :آموزش را در خانواده و دانش را در جامعه می آموزند و بینش را در تفکرات تنهایی.
فوللر : آدمی که پول ندارد مانند کمانی است که تیر ندارد .
اُرد بزرگ : راز اندوختن خرد ، یکرنگی است و بخشش .
دوفون : ارادۀ قویست که به همۀ قوای دیگر حکمرانی می کند . بشرطیکه ما آنرا با قوۀ عقل هموار سازیم .
ارد بزرگ : رازها ، در هنگامه شادی و پایکوبی آدمی است ، اساس فراموش شده جهان فلسفه ، تعریف درست این چگونگی هاست .
ف – و – رابرتن : اختلاف نظر وقتی خوشایند می گردد که دو طرف به منظور کشف حقیقت ، دوستانه به جر و بحث بپردازند . مناظره وقتی شکنجه آور است که یک طرف سعی کند به زور حرف خود را به کرسی بنشاند .
نیچه : آرزو ریشۀ حیات ماست . اگرچه ای ریشه حیات ما را به تدریج می سوزاند . ولی همین ریشه مایۀ زندگی است .
کارلایل: هر اقدام بزرگی ابتدا محال به نظر می رسد.
شوپنهاور: ایده ها الگوهای ازلی ای هستند که در قلمرو ذاتها یا هستی های حقیقی وجود دارند که آدمیان تنها هنگامی که خود را از توجه به جزئیات ، در اینجا و اکنون (مکان و زمان) فارغ سازند وارد آن قلمرو می شوند.
اُرد بزرگ : ره آورد سفر در درون آدمی ، به جز خرد و پیشرفت نیست .
فردریش نیچه :آنگاه كه آدمي (( چرايي / غايت چيست )) زندگي خويش را مي شناسد ؛ آنگاه است كه او از هر (( چگونه ؟ )) آسوده خاطر مي شود. آدمي مشتاق نيكبختي نيست ؛ تنها انگليسي چنين است.
کارایل : تجربه به معلم سختگیری است . او اول امتحان میکند و بعد درس می دهد .
فردوسی خردمند : بی خردی است، که بگویم کسی بدی را بی بهانه (دلیل )انجام می دهد .
اُرد بزرگ : به کوهستان می نگرم ، درونم سرشار از نیرو می شود کوهها سر فرود می آورند ، و می گویند : باز ما را درخواهی نورد .
غررالحکم و دررالکلم : دانش انسان را از بلاها حفظ می کند .
اُرد بزرگ : بی مایگی و بدکاری پاینده نخواهد بود ، گیتی رو به پویندگی و رشد است . با نگاهی به گذشته می آموزیم آدمیان، نابخردیهایی همچون : برده داری ، همسر سوزی و زنده بگور کردن کودکان و ... را رها نموده اند
. خردورزی ! آدمی را پاک خواهد کرد .
اُرد بزرگ : بکار گیری آشنایان در یک گردونه کاری برآیندی جز سرنگونی زود هنگام سرپرست آن گردونه را به دنبال نخواهد داشت .
سورن کی یر کگارد: زندگی گره ای نیست که در جست و جوی گشودن آن باشیم. زندگی واقیتی است که باید آن را تجربه کرد
اُرد بزرگ : بخش درخوری از پیروزی های آدمهای بزرگ روزگار ، از روی رایزنی و گفتگو با خردمندان ، بوده است .
غزالی طوسی : پرهیزگار باش که هرگز هیچ پرهیزگاری از درستی نمی میرد .
اُرد بزرگ : با خرد ، به سرچشمه پاکی بیاندیش . آدمی گاهی مبدا را اشتباه می گیرد ، برسان زمانی که رودها را سر چشمه دریاها می نامد ، حال آنکه ابرها از دریاها برمی خیزند و رودها و چشمه ها را لبریز می کنند .
فرانسيس بيكن : بدگمانی میان افکار انسان مانند خفاش در میان پرندگان است که همیشه در سپیدهدم یا هنگام غروب که نور و ظلمت بهم آمیخته است بالفشانی میکند
فردوسی خردمند : روح و روان و دل جهان روشن است و زمین را بی دریغ روشن می سازد خورشید از خاور برخاسته بسوی باختر که مسیری درست و بی نظیر است ای آنکه همچون آفتاب لبریز از نور و خردی تو را چه شده است که بر من نمی تابی ؟!! .
اُرد بزرگ : رهسپردن (سفر) ، نای روان است برای اندیشه و آرمان بزرگ فردا .
ژری تایلر: زندگی مانند لبخند ژوکوند است، در نظر اول به روی بیننده تبسّم می کند، امّا اگر در او دقیق شوی می گرید
اُرد بزرگ : سرود زندگی تپش هایی پیگیر و کشیده دارد .
ژوبر : اطفال بیشتر به دستور و سرمشق محتاجند تا انتقاد و عیب جویی .
ارد بزرگ : سختی های بزرگ به آدمی نیرویی دو چندان می بخشد .
فردریش نیچه :آرامش مدام نیز کسل کننده است. گاهی طوفان هم لازم است.
فردوسی خردمند : آنکه آفریننده و با فر است در این جهان رنج های بسیار خواهد خورد .








